۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

(www.kudakaneehsas.blogfa.com)

گمشــــده (lost )




یه سری آدم و صدتا خاطــــره
ده سبد کـــــارای خوب و نابجا



با یه اتفاق بی مقدمـــــــــــه
گم شدیم و حیرون از کارخــــدا



توی یه جزیره زندونی شدیم
یـه جزیره پــر تکرار ســــوال



توی شک برای بودن وشـدن
وسوسه میون مونــــدن وزوال



یکی بی تاب رسیدن به حیات
اون یکی میل رسیدن به محال



یک نفر حیرونه بین خوب وبد
یکی دیگه غرق تردیـــد مـــجال



بعضیامون بی خیال حال خود
فکر ساختن یــــه قایق نــــجات



بعضیا مون بی خیال دیگران
دنبال راه رســـیدن به حـــــیات



اما از وقتی شدیم دچار هم
دور شدیم از راه اصلی دم به دم



یادمون رفت حضور دیگران
تو سراب داشتن یه همقـــــدم



یهو تو اوج فرارواضطراب
توی بیــــــداد غریب ابتــــــــکار



جای پیدا کردن راه نجات
بودنت کنـــار من شد افتخـــــار



شبی که مهمونی دادی تو چشات
رنگ امیــد گرفت ثانیــــــه هام



اون شبی که تو صدای خنده هات
رنگ خوشبختی گرفت قافیه هام



من همه میل صدای خنده هات
تو سرا پا مهمون قاب نگــــــــام



انگاری خواب تو هم با چشم من
نقش می زد همه ی خاطره هام



اما اون دود سیــــــــــاه لعنتی
یه جایی میون خلسه یا که خواب



زد شبیخون به همه خاطره هام
همه آرزوهــــام شـــــدن سراب



تو رو برد و من شدم بازم رهــــا
تو جزیره ی ســــوال بی جواب



دنبال دریجه ای واسه نجــــات زندگیــــــم در گرو یه انتخـــاب






ترانه از دوست عزیزم محمدرضا

www.kudakaneehsas.blogfa.com

۱ نظر:

  1. آن خطاط سه گونه خط نوشتی:یکی را او خواندی و لا غیر او
    یکی را هم او خواندی و هم غیر او
    یکی را نه او خواندی و نه غیر او
    آن خط سوم منم .

    پاسخ دادنحذف

لطفا عضو شوید .